سردار زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در یک خانه مشکوک همراه با 6 زن توسط نیرو های بسیج دستگیر می شود.ولی گویا بانوان محترمه اعتراف کرده اند که سردار آن ها را ارشاد کرده و همگی به نماز جماعت و رکوع و سجود نزد سردار مشغول می شدند! به کمان بنده سردار می خواسته با این عمل حسنه گناهان گذشته آنان را پاک کند. تنها ایراد این بوده که سردار این کار را بدون توجه به شرایط پوشش نمازگزار، که در رساله ها آمده، انجام داده است!... بگذریم.
اما نکته همیشگی در اینگونه اتفاق ها ( گرچه من برای این مورد مشابهی ندارم) این است که خبر با پنهان کاری و تکذیب ابتدایی مواجه می شود. توجیه این امر هم معمولا بر مبنای پاسداری از آبروی نظام انجام می شود. در اینجا دو نکته به نظر می رسد:
1- آیا آبروی یک کارگزار(هرچند سمتش بالا باشد) در یک دولت یا حکومت آبروی تمام آن نظام تلقی می شود؟ باید گفت که تبلیغ چنین چیزی ،با هر عبارت، به زیان نظام است. در هر نظام و حکومت کارگزاران خطا کار وجود داشته اند. این را حتی در حکومت هایی که خود پیامبران الهی داشته اند می توان سراغ گرفت. کارگزار مصون از خطا در هیچ نظامی ، با هر درجه از دقت در گزینش، ممکن نیست، که هیچ، تبلیغ آن در عمل نیز به چنین مشکلاتی خواهد انجامید.
2- باید پرسید کدام تاثیر بهتری میان مردم دارد؟ اعلان چنین خبر هایی با پیگیری تا انجام روال پرونده و مجازات، یا پنهان نمودن آن. و آیا چنین خبر هایی را می توان پنهان کرد. اگر نمی توان چرا با تکذیب سبب ایجاد جو بی اعتمادی شویم؟ به باور بنده اگر برخورد با چنین اتفاقاتی آشکار باشد، علاوه بر جلب اعتماد مردم، سبب جلوگیری از تکرار آن در میان سایر کارگزاران خواهد شد.
3- سردار زارعی از جمله مسئولان درجه یک در طرح "مبارزه با بدحجابی و مفاسد اجتماعی" ست و چنین موردی ضربه بزرگی به نیروی انتظامی در پیگیر طرح هایی از این دست است. ولی باید از این ضربه ناگوار درسی گرفت، و آن اینکه، باور مردم در مورد مشکل دار بودن بدنه نیروی انتظامی در چنین مواردی بیجا نیست و باید جدی تلقی شود. نیروی انتظامی در نظر و ساختار نیازمند بازنگری و تحول اساسی ست.
