مردم
کشوری که دولتش با ما دشمنی دارد گرامی اند. شاید بتوان رواج این ایده را از
اولین تاثیرات سخنان آقای خاتمی در ابتدای دور اول ریاست جمهوریش دانست اگرچه پیش
از آن نیز جسته گریخته مطرح شده بود. ولی ایکاش پس از این مدت افراد و گروه هایی
که به این سخن باور ندارند( اگرچه آن را به زبان می آورند)، دست کم به دلیل تکرار آن، به این باور می
رسیدند که برای تعامل مناسب با سایرین راهی جز احترام متقابل نیست. این را نه برای
داخل کشور که برای همه دنیا آرزو می کنم. چه برای مردم و دولت مردان ایران و چه برای مردم و دولت
مردان سایر کشور ها.
مدت هاست که
می شنویم فلان مقام آمریکایی از نامشروع بودن و حتی حمایت از براندازان حکومت
ایران سخن می گوید. از این سو نیز سخنانی که گویای بی حرمتی به مردم آمریکا باشد
کم نیست و تاسف بیشتر آن که این گونه سخن گفتن از رسانه ای باشد که خود را "ملی"
می داند. منظورم آن سخنانی ست که رقابت انتخاباتی در آمریکا را به باد تمسخر می
گیرد و این کار را با بیان محاوره ای انجام می دهد تا برد بیشتری داشته باشد. یکی
از نمونه های آن را در این روزها دیدیم. همراهی همسران نامزد های انتخابات ریاست
جمهوری آمریکا در رقابت های شوهرانشان به گونه ای استفاده از آنان برای جمع آوری
رای بیشتر وانمود شد! هیچ کس به این دوستان تذکر نداد که این نگاه به عوامل موثر
در رای دادن آمریکایی ها به یک نامزد بی احترامی حساب می شود؟ آیا نویسنده و
گوینده این متن چنین باوری دارند؟ اگر چنین است باید بگویم سخت در اشتباهید. چرا
که این حرکت(همراهی همسر یک نامزد انتخاباتی در اجتماع تبلیغی و رقابتی آن نامزد)
چیزی جز حمایت خانواده و نیز "خانواده دار بودن" آن نامزد معنا نمی دهد.
نگرش مردم آمریکا به نامزد هایشان و نحوه انتخاب آنان را باید شناخت و به آن احترام
گذاشت. نهاد خانواده نزد خانواده های آمریکایی جایگاهی بالا دارد و یکی از عوامل
یک نامزد مناسب نشان دادن این امر و هچنین بازگو نمودن برنامه هایش در این مورد
است. مردم همانگونه که از برنامه های تامین اجتماعی می پرسند، از برنامه های تقویت
خانواده نیز می پرسند. نامزد ها نیز همان اندازه که خود را طرفدار آزادی نشان می
دهند باید از خانواده در جامعه حمایت کنند. این را حتی در برنامه ای که چندین سال
پیش خبرنگار تلویزیون خودمان، با تمام یک جانبه نگری، پیش از یکی از انتخابات های آمریکا تهیه کرده
بود می شد دید.
بیایید یک
اصل را به عنوان یکی از پایه های بزرگ زندگی در صلح بپذیریم: مردم کشور ها و
اقوام مختلف دنیا، با تمام اختلاف هایشان، از میانگین ویژگی های عقلی و انسانی
یکسانی برخوردارند. این را باید آموزش داد و در سراسر دنیا جا انداخت و بیش از
همه آموزش آن را باید از رسانه های عمومی خواست. و بیش از همه باید آن را در مورد
مردم کشوری به کار گرفت که دولتش با ما دشمنی دارد.

