چندی پیش در وبلاگی
که خود را "حامی" می داند،
موضوع مراسم عقد پسر رئیس جمهور و سادگی آن تشریح شده بود. نویسنده در جای دیگر هم
از اینکه پس از اتمام دوره رئیس جمهوری مکتبی و ساده زیست در سال 1392 (!)رئیس
جمهوری اصلاح طلب و تجمل گرا جایگزین خواهد بود نگران است و از اینکه دیگر به جای
دعای فرج امام زمان، باز سخن های لیبرال منشان را باید بشنویم ناله سر می دهد.
به ملک عدالت علم
برکشید
به حرف ضلالت قلم
در کشید
ترجیح دادم نظر خود را در اینجا بنویسم.
جناب حامی! سراسر
تاریخ، دین و فرهنگ ما پر از الگو های ساده زیستی در میان امامان، دانشمندان و
حاکمان است و من بسیار پیش از دیدن آقای احمدی نژاد که الگوی شماست، آن ها را دیده
یا سرگذشت شان را خوانده ام. این الگو ها در گذشته و حال آنقدر متعدد اند که نیازی
به الگوی شما در این مورد ندارم. الگوی شما وظیفه دیگری دارد و آن مدیریت کلان
کشور است، امری که به گمان من کفایت لازم را در آن ندارد و آشکار است که هیچ ویژگی
فردی والایی جایگزین آن نیست.
من باور می کنم
که ساده زیستی رئیس جمهور و الگوی محبوب شما و همچنین آن مراسم مختصر و ساده از روی
ریا نبود. حتی می گویم نداشتن برنامه شام که خلاف سنت ائمه در دادن ولیمه است، از
روی خر مقدسی نبود. بسیار خوب! ولی در ضمن باور می کنم که شما و الگویتان نه تنها
از زندگی ساده که از ساختار ذهنی ساده برخوردارید، آنگونه که توانایی درک دنیای
امروز و مناسبت های موجود آن را ندارید. دشنام شما به مکاتب دیگر از همین روست.
از نظر شما و
الگویتان که معجزه یک هزاره است، تمام مکاتب فکری تا کنون پوچ اند جز مکتب انتظار
به روایت شما. " همه باید منتظر مصلح باشیم و برای ظهورش دعا کنیم تا او
ستمگران و ملحدان را از دم تیغ بگذراند و عدالت را در جهان برقرار نماید. ما تنها
باید زمینه ساز آن باشیم." و الحق که در زمینه سازی موفق بوده اید، زیرا من
یکی از علامت های ظهور را می بینم، که به ستوه آمدن عموم است. در ذهن شما و
الگویتان همه کشور یک ده نسبتا بزرگ است که می توان با چند دستور کدخدا گونه آن را
اداره کرد، به همین سادگی! البته چون امور این ده مانند گوجه فرنگی یا مسکن، بسیار
کوچک است، باید به فکر امور دهکده جهانی باشیم. هرچه باشد فساد آنجایی که ما
نیستیم بیشتر است و وظیفه ما رفع فساد در همه دنیاست... بگذریم.
رقیب انتخاباتی
که شما در برابر زندگی شاهانه او و فرزندانش قهرمان ساده زیستی خود را علم کرده
اید، دارویی اشتباه را به اقتصاد ایران خوراند و حال بیمار را بدتر کرد. و اکنون
قهرمان محبوب شما دارویی را به این بیمار داده که او را به احتضار افکند. من بی
ریایی الگوی شما را در ساده زیستی باور کردم. شما هم ناکارآمدی او را برای این
مسئولیت باور کنید.
به تازگی رقم 5/19 درصد برای نرخ تورم اعلام شد. شاید شما
هم از آن گروهی باشید که می پرسند با این همه رشد بخش مسکن تورم باید بیش از این
باشد. ولی پاسخ بانک مرکزی روشن است: " مسکن جزو سبد کالا های اساسی
نیست". برزخ نشوید! حق با بانک مرکزی ست. زیرا هیچ مسکنی در سبد جا نمی
گیرد!!
حتما دیده
اید که برای دیدن برخی مدیران و رییسان محترم در سیستم های داخلی باید از چند خان
گذشت و یا دستور هایی را پیشاپیش رعایت نمود. به نظرم در مورد دیدار با رئیس دانشکده
خبر یکی از دستور ها باید این باشد:
"
دانشجویان باید یک شلوار اضافی یا لنگ همراه داشته باشند." و به نظر من بهتر است این شلوار اضافی را زیر
شلوار خود بپوشند. می پرسید چرا؟ خوب خبر را بخوانید:
"به گزارش خبرنگار “تريبون”، عصر روز گذشته
رئيس دانشكده خبر خطاب به يكي
از دانشجويان اين دانشكده با
لحني پرخاشگرايانه و ارعاب آميز گفت: اگر تو لري من مشهدي
هستم! و اگر به جز تو دانشجوي ديگري اينجا بود تنبانش را ميكشيدم
پايبين!" ادامه خبر: http://www.parsine.com/pages/?cid=99
http://www.4shared.com/file/45114879/c658b1b1/mahkame_elahi_excellentir_.html
مدتی ست که ریاست جمهور دست به تغییرات در مدیریت های بالا و میانی می زند تا
بلکه پاسخ مطلوبی بگیرد. بنده با توجه به اینکه تغییرات اخیر نشان از بی نتیجه
بودن این تغییرات می دهد پیشنهاد می کنم رییس جمهور یک تغییر اساسی دیگر را آزمایش
کنند، اطمینان دارم که جواب خواهد داد: رییس جمهور را تغییر دهند !

